ذبيح الله صفا

1039

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

781 هجرى آورده و درين بحثى نيست « 1 » ؛ و بنابر نقل دولتشاه سمرقندى « 2 » « حسن متكلّم » شاعر مشهور قرن هشتم شاگرد مظفّر بوده است . ابيات ذيل منتخب از قصيدهء كاملى است كه دولتشاه از آثار مظفّر خوافى بدست آورده و نقل كرده است : اى بر سمن از مشك بعمدا زده خالى * مسكين دل من گشت ز خال تو بحالى از حال من خسته بتر در دو جهان نيست * يا نيست دل آشوب‌تر از خال تو خالى قدّ و دهن و زلف تو و جعد تو ديدم * هريك ز يكى حرف پذيرفته مثالى از سيم الفى ديدم و از بسّد ميمى * وز مشك سر جيمى و از غاليه دالى گفتم كه تو خورشيدى و آن بود حقيقت * گفتى كه تو چون ماهى و آن بود محالى مه بدر نمايد چو ز خورشيد بود دور * من كز تو شوم دور نمايم چو هلالى اى از بر من دور همانا خبرت نيست * كز مويه چو مويى شدم از ناله چو نالى در خواب خيال تو بنزديك من آيد * گويم كه مرا هست مگر با تو وصالى بيدار شوم چون تو نباشى بوصالت * عشق تو مرا باز نداند ز خيالى يك روز بسالى نكنى ياد كسى را * كز هجر تو روزيش گذشتست بسالى روزى بود آخر كه دل و جان بفروزم * ز آن روى كه شهرى بفروزد بجمالى از قبضهء هجر تو شود رسته دل من * وز روضهء وصل تو شود رُسته نهالى فرخنده بود روز بشبگير برآن كس * كر روى تو و راىِ ملك برزده فالى سلطان ملك قدر معزّ دول و دين * كز جمله ملوكش نه نظيرست و همالى

--> ( 1 ) - مرحوم سعيد نفيسى در تاريخ نظم و نثر در ايران ص 209 تاريخ وفات مظفر را سال 767 نوشته است و اين قول به نظر درست نمىآيد . ( 2 ) - تذكرة الشعراء ص 301